تبليغاتX
خاکروبه ی کاغذی
خاکروبه ی کاغذی
خاطرات کاغذی سابق
یکشنبه 14 مهر1387
صبح بخیر بخیه ها

بخند ، روي لبانت سكوت روئيده

بخند ، بغض غزل درگلوت روئيده

 

دوباره پيله نكن با خيالبافي ها…

چقدر  دور تو تار عنكبوت روئيده

 

در " آتِنا" ي پس از " رب‍َّنا" نمي بيني؟!

كه دست هاي ِ طمع در قنوت روئيده؟!

 

به حس ناشنوائي شهر طعنه نزن

درون حنجره تار سكوت روئيده

 

عبور آينه از سطر هاي پيشاني

چه سرنوشت بدي در خطوط روئيده

 

براي كشف جديدي سراغم آمده اي

و روي شاخه ي شعرم سقوط روئيده


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 14:46 توسط : حامد خداوردیان
دوشنبه 1 مهر1387
سرزمین مادری

 

نگاه کن نشکسته ، بهم نمی ریزد

خرابه ای نشد و بر سرم نمی ریزد

 

سراغ خواب تو را تا سحر نمی گیرد

غزل نمی شود و از قلم نمی ریزد

 

کنار عکس تو دارد به خود نمی پیچد

به کوچه های پر از پیچ و خم نمی ریزد

 

درخت خشک غرورش اسیر آذر نیست

و برگ برگ تنش دم به دم نمی ریزد

 

ببین که بعد تو حالا چقدر تنها نیست

و بغض نـَ ... نـَ ... نکرد اشک هم نمی ریزد


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 14:36 توسط : حامد خداوردیان