تبليغاتX
خاکروبه ی کاغذی
خاکروبه ی کاغذی
خاطرات کاغذی سابق
دوشنبه 5 اسفند1387
دیشب خدا را ...

دیشب خدا را در خیابان خواب دیدم

در گرگ و میش سرد تهران خواب دیدم

 

از تختخوابی که نخوابیدم پریدم

پیراهنی سر در گریبان خواب دیدم

 

با چای تلخ و قند قدری بحث کردم

دست خدا را دور لیوان خواب دیدم

 

معنای لبخند پر از شک پدر را

در اسکناسی لای قرآن خواب دیدم

 

می خواستم از فال تلخم دور باشم

انگشت خود را توی فنجان خواب دیدم

 

دیدم کسی تنهائیش را دور می زد

لبخند شب را دور میدان خواب دیدم

 

پشت چراغ قرمزش گل داد و پژمرد

دسته گلی را زیر باران خواب دیدم

 

با ترمز یک زن خیابان بند آمد

دیشب خدا را پشت فرمان خواب دیدم


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 21:51 توسط : حامد خداوردیان