گاه گاهی،از دل پائیزی من یاد کن

آذر سرد مرا با خنده ای خرداد کن

 

کوچه ی احساسم از گام  شما گرما گرفت

این دل پاخورده را، از سنگفرش آزاد کن

 

گوش من پشت نگاه هر لبی دنبال توست

این سکوت لعنتی را زیر لب فریاد کن

 

آینه در آینه تکرار آهنگ سکوت

سنگدل سنگ دلت را خرج بادا باد کن

  

حرف شیرینت دل هر کوه را خالی کند

کوهکن، رحمی به حال تیشه ی فرهاد کن

 

همنشین شب نشینی های کاغذ با قلم

جایتان خالیست اینجا دفترم را شاد کن

 

با فراموشی نمی جنگم ولی تکرار شد

گاه گاهی از دل پائیزی من یاد کن