لب های دستکاری شده

 

صد بار دیگر خواب ها را دوره کردم

********************************

دیشب خدا را در خیابان خواب دیدم

خوابیده بر تخت سلیمان خواب دیدم

 

دنبال حوری های از رضوان فراری

دیشب خدا را پشت فرمان خواب دیدم

 

هی بوق می زد تا کمی باران ببارد

دیشب خدا را زیر باران خواب دیدم

 

در ویترین ِ سرد قرآن خاک می خورد

دیشب خدا را مفت و ارزان خواب دیدم

 

پشت چراغ قرمزش گل داد و پژمرد

دیشب خدا را در خیابان خواب دیدم

 

سگ لرزه می زد لابلای دود و آهن

دیشب خدا را سرد و بی جان خواب دیدم


حاشیه مهم تر از متن:

 

پدرم مرد بود

مادرم زن

و من

دو رگه ی مرد و زن

 

اتاقم به اندازه ی کودکیم کوچک

کودکیم به اندازه ی سقف اتاقم کوتاه

 

خدا را از کتابخانه ی مدرسه به امانت گرفتم

و خدا لعنت کند کسی که خدا را اختراع کرد

 

تو را با "ط" دسته دار نوشتم

تو با بقیه فرق داشتی

اما

تو کجا و شما کجا؟!

شین دسته دار هم که نداریم

...

 

بوی کافور عطر یاس

 

 صبر کن خوب زمین گیر شود ... بعد برو

 صبر کن خاک از او سیر شود .. بعد برو

 

 "نکنه باز هوائی بشه  و برگرده؟!"

 صبر کن تا غل و زنجیر شود ... بعد برو

 

 حجم تحمیلی این قبر برایش تنگ است

 صبر کن طعمه ی تحقیر شود ... بعد برو

 

 کِرم احساس تو در جمجمه اش می لولد

 صبر کن کِرم  نمک گیر شود ... بعد برو

 

 چقدر زود از این فاتحه ها خسته شدی!

 صبر کن بلکه کمی دیر شود .... بعد برو

 

 قرص خواب ابدی چاره ی بیچاره ی تو

 صبر کن خواب ِتو تعبیر شود ... بعد برو

 

 همه ی خاطره ها را تو به خوردش دادی

 صبر کن حافظه اش سیر شود ... بعد برو

 

 تو که بالای سر کشته ی خود آمده ای

 صبر کن دسته گلت پیر شود ... بعد برو