مردی که دنبال خودش آمد
یکی این زیر خوابیده ، در این دنیای سیمانی
هم آغوشِ... نمی دانم ، پر از حسِ... نمی دانی
کجا مُرده؟ چرا مُرده؟ ، چه فرقی هست ما بین-
شهید ِبی خیابان با ، زن ِسرد ِخیابانی؟
تنی در قیدِ بی قیدی ، سری در بندِ آزادی
همان عادات انسانی ، تفکرهای حیوانی
دهان کرم خاکی ها ، پر از لبخند مصنوعی
لبی آهسته می میرد ، پس از لبخند طولانی
نگاه قبر می افتد ، به دست خسته ی مردی
که دنبال خودش آمد ، برای فاتحه خوانی
***********************
حاشیه:
پيکر نيمه جان زمستان
در کوچه ها تلو تلو مي خورد
و من از خود مي پرسم
"امسال
روي دوش کدام خاطره تشييع مي شود؟"
