دعا کن باز هم باران ببارد

بخار ِروی شیشه دست بردار
نگهدار اشک هایت را نگهدار
نمی دانی که از سنگ است شیشه؟!
غرورت را نگهداری کن این بار
اصولا شیشه تقصیری ندارد
که سنگی شد در این آغوش دیوار
نمی ماند نشانی از حضورت
نمی مانی تو هم چون دود سیگار
***
دعا کن باز هم باران ببارد
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۵ ساعت 22:19 توسط حامد خداوردیان
|