خواب های ناتنی

به او نگاه می کنی ، نه ماندنی نه رفتنی
کنار بند ساعتت ، نشانه های خود زنی
طلوع روزمره گی ، غروب خیس خواب ها
دوباره زنگ می زند ، غرور آدم آهنی
نگاه زیر زیرکی ، به انعکاس هیچکس
به بوسه های لب پرت ، نقاب خنده می زنی
به جرم این که زنده ای ، جنازه کول می کنی
برای جسم خسته ات ، نشسته گور می کنی
سکوت سرد ماه ها ، به مرز بغض می رسد
سقوط ایستادگی ، شکست های بهمنی
غروب روز مره گی ، خیال پرسه می زند
+ نوشته شده در شنبه ۸ دی ۱۳۸۶ ساعت 2:17 توسط حامد خداوردیان
|